سيد علاء الدين محمد گلستانه
143
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
سازد تا روز قيامت « 1 » . و از آن حضرت ، روايت كردهاند كه فرمود : كسى كه زكات نمىدهد ، طوق مىكنند در گردن او مارى را كه از بسيارىِ زَهر ، مو بر سر او نمىرويد تا از مغزِ سر او بخورد ؛ و اين ، معنى قول الهى است كه فرمود : « سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ « 2 » » . « 3 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه : هيچ بندهاى نيست كه زكات مال خود را ندهد ، مگر آن كه خداى تعالى ، آن مال يا آن عمل را اژدهايى مىكند از آتش كه بر گردن او طوق مىشود و از گوشت او مىكَنَد تا وقتى كه از حساب ، فارغ شود ؛ و اين ، فرمودهء الهى است كه : « سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ » ؛ « 4 » يعنى : آن چيزى را كه بخل به آن مىكنند از زكات ، طوق گردن ايشان مىكنند در روز قيامت . و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : دو خون است كه در اسلام ، خداى تعالى ، حلال كرده و كسى حكم به آنها نمىكند تا وقتى كه قائم ما اهل بيت ، ظاهر شود : يكى زناكار مُحصن كه او را سنگسار مىكند ، و يكى مانعِ زكات كه گردنش [ را ] مىزند ؛ يعنى به علم خود ، عمل مىفرمايد ، بىگواه يا بعد از آن كه ثابت شود . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كردهاند كه فرمود : كسى كه يك قيراط از زكات [ خود را ] ندهد ، نه مؤمن است و نه مسلمان . و حكايت حالِ چنين كسى است قول الهى كه مىفرمايد : « حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ » « 6 » . يعنى : تا آن كه اجَل يكى از ايشان مىرسد ، مىگويد كه : خداوندا ! مرا برگردان . شايد عمل صالحى به جا آرم در آن چيزها كه گذاشتهام . « 7 » و در روايتى ديگر ، چنين [ آمده ] است كه : نماز او هم قبول نمىشود . « 8 »
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 505 ، ح 19 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 10 ، ح 1583 . ( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 180 . ( 3 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 505 ، ح 16 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 10 ، ح 1585 . ( 4 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 504 ، ح 10 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ص 2 ، ص 10 و 11 ، ح 1587 . ( 5 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 503 ، ح 50 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 11 ، ح 1589 . ( 6 ) . سوره مؤمنون ، آيهء 99 و 100 . ( 7 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 503 ، ح 3 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 11 و 12 ، ح 1591 و 1593 . ( 8 ) . همان .